اقتصاد آشوب؛ صنعت بی‌ثباتی در عصر اطلاعات
اقتصاد آشوب؛ صنعت بی‌ثباتی در عصر اطلاعات

اقتصاد آشوب؛ صنعت بی‌ثباتی در عصر اطلاعات ولادت هیولای نوسان در عصر اطلاعات، پارادوکس بزرگی رخ داده است: دسترسی بی‌سابقه به داده‌ها، نه‌تنها ثبات را افزایش نداده، بلکه زمینه‌ساز «صنعت بی‌ثباتی» شده است. این صنعت، که می‌توان آن را «اقتصاد آشوب» نامید، بر پایه استخراج ارزش از عدم قطعیت، نوسانات سریع و مدیریت هیجانات جمعی […]

اقتصاد آشوب؛ صنعت بی‌ثباتی در عصر اطلاعات

ولادت هیولای نوسان

در عصر اطلاعات، پارادوکس بزرگی رخ داده است: دسترسی بی‌سابقه به داده‌ها، نه‌تنها ثبات را افزایش نداده، بلکه زمینه‌ساز «صنعت بی‌ثباتی» شده است. این صنعت، که می‌توان آن را «اقتصاد آشوب» نامید، بر پایه استخراج ارزش از عدم قطعیت، نوسانات سریع و مدیریت هیجانات جمعی بنا شده است. این مقاله به تشریح ساختار، مکانیسم‌ها و پیامدهای این اقتصاد نوظهور می‌پردازد؛ اقتصادی که در آن، مدیریت ترس و امید، کارآمدتر از تولید حقیقی کالا و خدمات است. ما در پی پاسخ به این پرسش اساسی هستیم: چگونه نوسان به محصول نهایی تبدیل شده و چه کسانی از این بازار پرآشوب سود می‌برند؟

بخش اول: تعریف و چارچوب‌بندی اقتصاد آشوب

اقتصاد آشوب  مفهومی است که فراتر از نوسانات طبیعی بازار عمل می‌کند؛ این یک سیستم فعالانه مهندسی‌شده است که هدف آن به حداکثر رساندن فرصت‌های کسب سود از طریق تداوم و تشدید عدم قطعیت‌های ساختاری در ابعاد مالی، اطلاعاتی و اجتماعی است.

در مدل‌های کلاسیک اقتصادی، آشفتگی‌ها (مانند بحران‌ها) به عنوان وقفه‌های برون‌زا در نظر گرفته می‌شدند. اما در اقتصاد آشوب، این آشفتگی‌ها درون‌زای سیستم هستند و نقش مواد اولیه را ایفا می‌کنند.

ویژگی‌های کلیدی:

  1. حاکمیت داده‌های پرنوسان: داده‌ها به‌جای تسهیل پیش‌بینی، ابزاری برای خلق روایت‌های متضاد و سریع‌التغییر می‌شوند.
  2. کوتاه‌مدت‌گرایی اجباری: افق زمانی سرمایه‌گذاری‌ها به شدت کوتاه می‌شود تا سود از نوسانات لحظه‌ای کسب شود.
  3. نظریه اثر پروانه‌ای مالی: تغییرات کوچک در یک نقطه (مثلاً یک توییت یا یک خبر الگوریتمی) می‌تواند منجر به تغییرات عظیم و غیرقابل پیش‌بینی در بازار جهانی شود.

بخش دوم: مکانیسم‌های اصلی: الگوریتم‌ها و سرعت

عصر اطلاعات، عصر سرعت است و سرعت، دشمن تجزیه و تحلیل عمیق. دو سازوکار اصلی، موتور محرکه اقتصاد آشوب هستند: الگوریتم‌های معاملاتی پرسرعت و شبکه‌های اجتماعی پلتفرمی.

۲.۱تریدرهای فرکانس بالا و شبیه‌سازی آشوب

سیستم‌های معاملاتی خودکارکه قادر به انجام میلیون‌ها معامله در میلی‌ثانیه‌ها هستند، از هرگونه عدم تعادل جزئی برای کسب سود استفاده می‌کنند. این سیستم‌ها به‌طور ناخواسته، نوسانات را تقویت می‌کنند. مدل‌های ریاضی حاکم بر این سیستم‌ها، مبتنی بر تئوری بازی‌های تکرارشونده پویا هستند که در آن‌ها، انگیزه برای ایجاد بی‌ثباتی موقت جهت غلبه بر رقیب، وجود دارد.

۲.۲اقتصاد توجه و تحریک هیجانی

پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی برای به حداکثر رساندن تعامل طراحی شده‌اند. محتوای متعارض، احساسی و افراطی، بیشترین نرخ تعامل را دارد. این ساختار، کانالی قدرتمند برای تبدیل اخبار به «محرک‌های شوک» در بازار فراهم می‌کند. اخبار بد یا شایعاتی که وحشت ایجاد می‌کنند، سریع‌تر از اطلاعات تحلیلی و آرام‌بخش منتشر می‌شوند.

بخش سوم: مالی‌سازی عدم قطعیت

صنعت بی‌ثباتی، روش‌های جدیدی برای «بسته‌بندی» ریسک‌های غیرقابل کنترل ابداع کرده است. ابزارهای مشتقه مالی، به‌ویژه قراردادهای سلف و اختیار معامله، زمانی برای پوشش ریسک ابداع شدند، اما امروزه خود تبدیل به ابزاری برای سفته‌بازی بر روی احتمال وقوع یک رویداد (مثلاً ورشکستگی یک بانک یا سقوط یک ارز) شده‌اند.

توسعه ابزارهای پیچیده، مانند نوسانات ضمنی، ارزش‌گذاری مستقیم عدم اطمینان را ممکن ساخته است. این بدین معناست که خود «انتظار وقوع بحران» به یک کالای قابل خرید و فروش تبدیل شده است.

بخش چهارم: صنعت سیاسی‌سازی روایت‌ها

اقتصاد آشوب، نیازمند یک بستر اجتماعی پرالتهاب است. بازیگران دولتی و غیردولتی، از طریق تولید هدفمند اطلاعات نادرست یا اطلاعات گمراه‌کننده ، به‌طور مستقیم بر بازارها تأثیر می‌گذارند.

مثال: یک کمپین هماهنگ برای تخریب اعتماد به یک ارز ملی یا یک شرکت فناوری بزرگ، می‌تواند در عرض چند ساعت، میلیاردها دلار ارزش بازار را جابه‌جا کند. این جابه‌جایی ارزش، در نهایت توسط معامله‌گرانی که زودتر از بقیه یا با اطلاعات بهتر اقدام کرده‌اند، جذب می‌شود.

هزینه انتقال ریسک: این فرآیند، ریسک را از نهادهای دارای دسترسی سریع (نهادهای اطلاعاتی) به عموم سرمایه‌گذاران خرد (که با تأخیر و سوگیری هیجانی عمل می‌کنند) منتقل می‌کند.

بخش پنجم: نقش توکن‌سازی و وب ۳ در تشدید بی‌ثباتی

ظهور فناوری‌های غیرمتمرکز و دارایی‌های دیجیتال (مانند رمزارزها)، بُعد جدیدی به اقتصاد آشوب بخشیده است. در حالی که ادعای این فناوری‌ها ایجاد شفافیت و دموکراتیزه کردن مالی بود، در عمل، آن‌ها بازارهای جدیدی با نوسانات شدیدتر ایجاد کرده‌اند.

  1. نقدینگی مصنوعی: بسیاری از پروژه‌های کریپتو فاقد پشتوانه اقتصادی واقعی هستند و ارزش آن‌ها کاملاً وابسته به روایت‌های اجتماعی و هیجانات سفته‌بازانه است.
  2. حمله توکنومی: طراحی‌های اقتصادی در برخی پروژه‌ها عمداً به‌گونه‌ای است که پاداش‌های اولیه بسیار بزرگ باشد و به‌سرعت منجر به «پامپ و دامپ» شود. این سازوکار، همان استخراج ارزش از نوسان است.

بخش ششم: هزینه‌های اجتماعی و شناختی

پیامدهای اقتصاد آشوب فراتر از ترازنامه‌های مالی است و بر ساختارهای شناختی جامعه تأثیر می‌گذارد:

  1. فرسایش اعتماد نهادی: تداوم نوسانات بزرگ و غیرقابل توجیه، اعتماد مردم به مکانیسم‌های بازار، دولت‌ها و حتی دانش تخصصی (اقتصاددانان) را از بین می‌برد.
  2. سلطه بر ذهن: افراد مجبور می‌شوند دائماً در حالت آماده‌باش اطلاعاتی قرار گیرند. این خستگی شناختی باعث می‌شود تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی تحت تأثیر واکنش‌های لحظه‌ای بازار قرار گیرند.
  3. ناهنجاری توزیع ثروت: این سیستم به‌طور ذاتی منجر به تمرکز ثروت در دست کسانی می‌شود که توانایی خرید الگوریتم‌های بهتر، تحلیل داده‌های پیشرفته‌تر یا دسترسی مستقیم به زنجیره توزیع اطلاعات را دارند.

بخش هفتم: راه‌حل‌های نظارتی در برابر مکانیزم‌های آشوب‌زایی

مقابله با اقتصاد آشوب نیازمند تغییر پارادایم نظارتی است. تمرکز صرف بر نظارت بر نرخ بهره یا تورم کافی نیست؛ باید مکانیسم‌هایی که نوسان را فعالانه تولید می‌کنند، هدف قرار گیرند.

  1. مالیات بر فرکانس بالا: وضع مالیات بر معاملاتی که در بازه زمانی بسیار کوتاه (مثلاً زیر ۵۰ میلی‌ثانیه) انجام می‌شوند، می‌تواند انگیزه لازم برای استفاده از سرعت‌های افراطی را کاهش دهد.
  2. الزام به شفافیت الگوریتمی: در حوزه‌های حساس مالی، نهادهای نظارتی باید دسترسی به منطق اصلی الگوریتم‌های معاملاتی پرحجم را داشته باشند تا بتوانند رفتارهای تقویت‌کننده آشوب را شناسایی کنند.
  3. تنظیم‌گری محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی: ایجاد چارچوب‌های بین‌المللی برای ردیابی و پاسخگویی در قبال کمپین‌های اطلاعاتی خودکار که هدفشان تحریک بازارهای مالی است.

جمع‌بندی راهبردی: به‌سوی اقتصاد ثبات‌محور

اقتصاد آشوب، نشان‌دهنده بلوغ یک مرحله سرمایه‌داری است که در آن، اطلاعات و نوسان بیش از تولید ملموس ارزش ایجاد می‌کنند. این وضعیت پایدار نیست؛ زیرا تداوم بی‌ثباتی، در نهایت منجر به گریز سرمایه از بازارهای مالی و تمرکز آن بر دارایی‌های فیزیکی یا بازارهایی با پتانسیل پیش‌بینی بالاتر می‌شود.

مجموعه رسانه‌ای الفت‌ملت معتقد است که آینده اقتصادی پایدار، در گرو بازیابی اعتماد و بازگرداندن اولویت به زمان‌های تحلیل بلندمدت است. برای این کار، باید مکانیسم‌های سوددهی از آشوب را از ریشه خشکاند. جامعه جهانی نیازمند بازتعریف مفهوم «کارایی» است؛ کارایی نباید صرفاً به معنای کسب سریع‌ترین سود از هر نوسانی باشد، بلکه باید به معنای تخصیص بهینه منابع در افق‌های زمانی معنا‌دار باشد.

بیانیه مالکیت

بیانیه مالکیت و انحصار: اثرِ «مجموعه رسانه‌ای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیل‌شده و اختصاصی «مجموعه رسانه‌ای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهره‌برداری رسانه‌ای، متعلق به این مجموعه می‌باشد.
«
هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانه‌ای الفت ملت مجاز نیست

عیسی نیسی روزنامه نگار/ تحلیلگر رسانه ای و مدیرمسئول مجموعه رسانه ای الفت ملت

تاریخ انتشار: دی ۱۴۰۴

  • نویسنده : عیسی نیسی