اقتصاد دریامحور؛ موتور صنعتی ایران تحلیل ویژه مجموعه رسانهای الفت ملت / شهریور ۱۴۰۴ سه جبهه آبی ایران خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر نه فقط عناصر جغرافیایی، بلکه ستونهای راهبردی برای ساخت یک الگوی صنعتی متفاوتاند. اقتصاد دریامحور، اگر از سطح شعار عبور کند، میتواند حلقههای زنجیره ارزش را از سکوهای فراساحلی تا صنایع فناور سواحل […]
اقتصاد دریامحور؛ موتور صنعتی ایران
تحلیل ویژه مجموعه رسانهای الفت ملت / شهریور ۱۴۰۴
سه جبهه آبی ایران خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر نه فقط عناصر جغرافیایی، بلکه ستونهای راهبردی برای ساخت یک الگوی صنعتی متفاوتاند. اقتصاد دریامحور، اگر از سطح شعار عبور کند، میتواند حلقههای زنجیره ارزش را از سکوهای فراساحلی تا صنایع فناور سواحل به هم متصل کند، صادرات غیرنفتی را متنوع سازد و مراکز ثقل جمعیت را به سمت نواحی ساحلی منتقل کند. این مسیر نه خودبهخود آغاز میشود و نه بدون اراده سیاسی و برنامه جامع به سرانجام میرسد. گذار به یک اقتصاد دریامحور، یک ضرورت استراتژیک برای ایران در افق و پس از آن محسوب میشود، چرا که میتواند اتکای صرف به درآمدهای نفتی را کاهش داده، اشتغالزایی پایدار ایجاد کند و جایگاه ایران را در اقتصاد منطقهای و جهانی ارتقا بخشد. این التحول نیازمند یک رویکرد کلان، ملی و میانبخشی است که تمامی ذینفعان اعم از دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و جوامع محلی را در بر گیرد.
۱. تصویر صنعتی از اقتصاد دریامحور
اقتصاد دریامحور فراتر از حملونقل دریایی یا صید است؛ چهار خوشه اصلی دارد: انرژی (نفت، گاز، تجدیدپذیر)، فناوری و مهندسی (کشتیسازی و تجهیزات فراساحل)، زیستفناوری دریایی و خدمات پیشرفته (لجستیک، توریسم، بیمه). این خوشهها، در صورت انسجام و یکپارچگی، میتوانند یک اکوسیستم صنعتی پویا و دانشبنیان را شکل دهند.
- خوشه انرژی: این حوزه شامل استخراج نفت و گاز از میادین فراساحلی، توسعه زیرساختهای حفاری و تولید، و همچنین پتانسیل عظیم انرژیهای تجدیدپذیر مانند مزارع بادی دریایی و انرژی امواج است. این بخش نه تنها منبع درآمد ارزی پایدار است، بلکه زمینه را برای توسعه فناوریهای پیشرفته در زمینه مهندسی دریا و تولید انرژی پاک فراهم میآورد.
- خوشه فناوری و مهندسی: این خوشه بر توانمندیهای کشور در طراحی، ساخت و تعمیر انواع شناورها، از کشتیهای تجاری بزرگ و تانکرها گرفته تا سکوهای نفتی و شناورهای تخصصی تحقیقاتی، تمرکز دارد. همچنین شامل تولید و بومیسازی تجهیزات پیشرفته مورد نیاز در صنعت فراساحل، مانند توربینها، سیستمهای ناوبری و تجهیزات حفاری است.
- خوشه زیستفناوری دریایی: ایران از تنوع زیستی قابل توجهی در آبهای خود برخوردار است. بهرهبرداری پایدار و علمی از منابع دریایی مانند جلبکها، میکروجلبکها، ماهیها و سایر موجودات دریایی میتواند ماده اولیه ارزشمندی برای صنایع دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی، و تولید مواد شیمیایی خاص باشد. این حوزه ظرفیت بالایی برای خلق ارزش افزوده و ایجاد صنایع دانشبنیان دارد.
- خوشه خدمات پیشرفته: این بخش طیف وسیعی از خدمات را شامل میشود که از بنادر و دریانوردی پشتیبانی میکنند. لجستیک دریایی، مدیریت زنجیره تأمین، خدمات بندری، بیمه دریایی، خدمات مالی و حقوقی مرتبط با دریانوردی، و همچنین توسعه گردشگری دریایی و تفریحات ساحلی، همگی اجزای این خوشه هستند.
ایران در هر چهار حوزه ظرفیت پایه دارد اما حلقههای زنجیره ارزش هنوز کامل نشدهاند. کشتیسازی داخلی، مثال بارز این پتانسیل ناقص، فاقد اتصال مؤثر به صنایع ساخت موتور و سیستمهای پیشرفته ناوبری است، درحالیکه الگوهایی مانند کره جنوبی کل زنجیره را با یک راهبرد منسجم مدیریت میکنند. عدم یکپارچگی در زنجیره ارزش، باعث کاهش بهرهوری، وابستگی به فناوریهای خارجی و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی قابل توجه میشود.
۲. سه محور صنعتی اولویتدار
برای تحقق چشمانداز اقتصاد دریامحور، تمرکز بر سه محور صنعتی کلیدی، که از ظرفیتهای بالقوه ایران نشأت گرفته و بیشترین اثرگذاری را در توسعه اقتصادی و اشتغالزایی دارند، حیاتی است:
الف) صنایع فراساحلی و انرژی
میدانهای نفت و گاز فراساحلی ایران، به ویژه در خلیج فارس، ظرفیت عظیمی برای تولید پایدار درآمد ارزی دارند. توسعه این میادین نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه در زیرساختهای حفاری، استخراج، انتقال و فرآوری است. اما آینده این بخش، صرفاً به نفت و گاز محدود نمیشود؛ بلکه تمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر و هیدروژن سبز، یک چشمانداز بلندپروازانه اما دستیافتنی را ترسیم میکند.
- انرژیهای تجدیدپذیر دریایی: اجرای پروژههای مزارع بادی دریایی در سواحل مکران (چابهار و کنارک) از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مزارع نه تنها میتوانند منبع قابل توجهی از برق پاک و پایدار را برای توسعه صنعتی و مصارف عمومی تأمین کنند، بلکه خوراک لازم برای تولید هیدروژن سبز را نیز فراهم میآورند.
- هیدروژن سبز: این صنعت نوظهور، با بازار جهانی پیشبینیشده ۳۰۰ میلیارد دلاری تا سال ۲۰۳۰، پتانسیل تبدیل شدن به یک محور صادراتی جدید برای ایران را دارد. تولید هیدروژن سبز از طریق الکترولیز آب با استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر دریایی، ایران را در موقعیت ممتازی برای بهرهبرداری از این فرصت جهانی قرار میدهد. توسعه فناوریهای مرتبط با تولید، ذخیرهسازی و انتقال هیدروژن سبز، از دیگر اولویتهای این حوزه است.
ب) بیوتکنولوژی و فرآوری دریایی
تنوع زیستی منحصر به فرد آبهای ایران، چه در خلیج فارس و دریای عمان با اکوسیستمهای مرجانی و دریایی گرمسیری، و چه در دریای خزر با گونههای خاص خود، گنجینهای از منابع طبیعی را در اختیار قرار میدهد. تنوع جلبکی و میکروجلبکی موجود در این آبها، ماده اولیه با ارزشی برای تولید داروهای پیشرفته، مکملهای غذایی، مواد اولیه در صنایع آرایشی و بهداشتی، و مواد شیمیایی خاص است.
- زنجیره ارزش کامل: ایجاد یک زنجیره کامل از برداشت علمی و پایدار منابع دریایی، فرآوری صنعتی با استفاده از فناوریهای نوین، و تولید محصولات دانشبنیان، میتواند ارزش افزوده چندبرابری ایجاد کند. این امر مستلزم سرمایهگذاری در مراکز تحقیقاتی، آزمایشگاههای پیشرفته، و کارخانجات فرآوری با استانداردهای بینالمللی است.
- صنعت پایدار غیرنفتی: توسعه این حوزه، گامی مهم در جهت تنوعبخشی به سبد صادرات غیرنفتی کشور و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی خواهد بود. همچنین، این صنعت میتواند فرصتهای شغلی تخصصی برای فارغالتحصیلان رشتههای زیستشناسی، شیمی، داروسازی و مهندسی را فراهم آورد.
ج) لجستیک و کشتیسازی پیشرفته
ایران در موقعیت ژئواستراتژیک منحصربهفردی در منطقه قرار گرفته است؛ واقع شدن بر کریدورهای حیاتی حملونقل بینالمللی، یعنی کریدور شمال–جنوب که دریای خزر را به خلیج فارس متصل میکند، و همچنین مسیرهای شرق–غرب که از طریق دریای عمان و اقیانوس هند عبور میکنند، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود.
- توسعه ناوگان و زیرساختها: ساخت کشتیهای چندمنظوره، تانکرهای LNG (گاز مایع طبیعی) برای حملونقل انرژی، و شناورهای تحقیقاتی برای اکتشافات دریایی، میتواند ناوگان تجاری و علمی کشور را تقویت کند. ایجاد و توسعه هابهای تعمیرات کشتی در بنادر استراتژیک مانند بندرعباس و جاسک، نه تنها نیازهای داخلی را برطرف میسازد، بلکه میتواند بازار منطقهای تعمیر و نگهداری شناورها را نیز جذب کند.
- هاب لجستیکی منطقهای: با بهینهسازی فرآیندهای بندری، استفاده از فناوریهای دیجیتال در مدیریت کانتینرها و کالاها، و ایجاد زیرساختهای لجستیکی مدرن، ایران میتواند به یک مرکز ترانزیت کالا برای منطقه تبدیل شود. این امر نیازمند سرمایهگذاری در توسعه بنادر، انبارها، پایانههای حملونقل ترکیبی (دریایی، ریلی، جادهای) و ایجاد تسهیلات گمرکی و اداری روان است.
۳. چالشهای ساختاری و کلیدهای حل
پیادهسازی یک استراتژی جامع اقتصاد دریامحور با چالشهای ساختاری متعددی روبرو است که نیازمند راهکارهای نوآورانه و مؤثر هستند:
- فناوری فرسوده و عدم بومیسازی: بسیاری از صنایع دریایی ایران، به ویژه در بخش کشتیسازی و تجهیزات فراساحل، با فناوریهای قدیمی کار میکنند و در زمینه بومیسازی قطعات و سیستمهای پیشرفته با مشکل مواجه هستند.
- کلید حل: ایجاد مراکز مشترک تحقیق و توسعه (R&D): تشکیل کنسرسیومها و شرکتهای مشترک میان دانشگاهها، مراکز پژوهشی، صنعتگران دریایی و شرکتهای بهرهبردار (مانند شرکت ملی نفت ایران، کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران) برای هدایت پروژههای توسعه فناوری بومی. این مراکز باید بر روی بومیسازی موتورهای شناورها، سیستمهای ناوبری، تجهیزات فراساحل و فناوریهای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر دریایی تمرکز کنند. همچنین، تشویق و حمایت از استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان فعال در این حوزه ضروری است.
- سرمایهگذاری محدود و ناکافی: کمبود سرمایه، چه از سوی بخش دولتی و چه بخش خصوصی، یکی از موانع اصلی در مسیر توسعه پروژههای دریایی است. این امر به دلیل ریسکهای بالا، دوره بازگشت سرمایه طولانی و همچنین نبود سازوکارهای مؤثر جذب سرمایه رخ میدهد.
- کلید حل: تشکیل صندوق ملی صنایع دریایی و انتشار اوراق مشارکت پروژهمحور: تأسیس یک صندوق سرمایهگذاری اختصاصی با مشارکت دولت، بانکها، بخش خصوصی و حتی سرمایهگذاران خارجی، که وظیفه تأمین مالی پروژههای اولویتدار دریایی را بر عهده داشته باشد. همچنین، انتشار اوراق مشارکت و صکوک پروژهمحور با تضمین دولت برای پروژههای مشخص، میتواند منابع مالی بخش خصوصی و حتی خرد را به سمت این صنایع هدایت کند. ارائه مشوقهای مالیاتی و تسهیلات بانکی ترجیحی برای سرمایهگذاری در طرحهای دریامحور نیز باید مد نظر قرار گیرد.
- بروکراسی سنگین و پیچیده: فرآیندهای طولانی و پرهزینه صدور مجوزها، اخذ استعلامات متعدد و پیچیدگیهای اداری، مانعی جدی بر سر راه جذب سرمایهگذاری و پیشبرد سریع پروژهها در بخش دریامحور است.
- کلید حل: اجرای “پنجره واحد” در صدور مجوزها: ایجاد یک سامانه یکپارچه و متمرکز که تمامی مجوزهای مورد نیاز برای تأسیس و راهاندازی کسبوکارهای دریایی، از جمله مجوزهای محیط زیستی، ساختوساز، بهرهبرداری و صادرات را در کوتاهترین زمان ممکن صادر کند. تعهد قانونی به صدور یا رد مجوز در یک بازه زمانی مشخص (مانند ۳۰ روز) که در کشورهای موفقی چون ترکیه و ویتنام به کار گرفته شده است، میتواند کارآیی و جذابیت سرمایهگذاری را به طور چشمگیری افزایش دهد. این سامانه باید تمامی دستگاههای ذیربط را پوشش دهد و فرآیندها را الکترونیکی کند.
۴. الگوگیری هوشمند، نه کپیبرداری
مدلهای جهانی موفق نشان دادهاند که تطبیق انتخابی عناصر کلیدی با شرایط بومی و اولویتهای ملی، بهترین نتیجه را در دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی دریامحور به همراه دارد. تقلید صرف از تجربیات دیگر کشورها بدون در نظر گرفتن ظرفیتها و محدودیتهای داخلی، محکوم به شکست است.
- نروژ: این کشور با بهرهگیری هوشمندانه از درآمدهای نفتی خود، سرمایهگذاری عظیمی در توسعه انرژیهای پاک دریایی (مانند مزارع بادی فراساحلی) و صنایع دانشبنیان مرتبط با دریا انجام داده است. تمرکز بر نوآوری و تحقیق و توسعه، ستون فقرات موفقیت این کشور بوده است. ایران میتواند از تجربه نروژ در تخصیص بخشی از درآمدهای نفتی به صندوق توسعه دریایی و حمایت از پروژههای نوآورانه بهره ببرد.
- سنگاپور: این کشور کوچک با تبدیل شدن به یک هاب لجستیکی و مالی جهانی، نقش محوری در تجارت دریایی ایفا میکند. دیجیتالیکردن کامل عملیات بندری، ارائه خدمات جامع بندری، و توسعه زیرساختهای ارتباطی و مالی، سنگاپور را به الگویی موفق در این زمینه تبدیل کرده است. ایران میتواند با سرمایهگذاری در فناوریهای دیجیتال و هوشمندسازی بنادر خود، فرآیندهای ترانزیت و خدمات بندری را بهبود بخشد.
- چین: چین با اتخاذ یک راهبرد بلندمدت و جامع، توانسته است زنجیره ارزش کاملی را از کشتیسازی و تولید تجهیزات دریایی گرفته تا خدمات پشتیبان و حملونقل دریایی ایجاد کند و سهم قابل توجهی از بازار جهانی را به خود اختصاص دهد. تمرکز بر مقیاس تولید، ادغام عمودی و افقی در صنعت، و حمایت دولتی قاطع، از عوامل اصلی موفقیت چین بوده است. ایران میتواند با تمرکز بر توسعه صنایع خاص و مزیتدار، مانند ساخت شناورهای تخصصی یا قطعات پیشرفته، و همچنین ایجاد هماهنگی بین بخشهای مختلف صنعت دریایی، مسیر توسعه خود را بپیماید.
ایران باید ترکیبی از ظرفیت بومی خود، مانند منابع انسانی متخصص و سواحل گسترده، و فناوری وارداتی هدفمند را بر اساس اولویتهای صنعتی خود دنبال کند. این بدان معناست که در هر حوزه، باید رویکردی بومیسازی شده و متناسب با شرایط اقتصادی، فنی و سیاسی کشور اتخاذ شود.
نمونههای تطبیقی در منطقه
بررسی تجربیات کشورهای همسایه در توسعه اقتصاد دریامحور، درسها و فرصتهای مهمی را برای ایران فراهم میآورد:
۱. ترکیه:
- مزیتها: موقعیت جغرافیایی عالی با دسترسی به سه دریا (مدیترانه، اژه، دریای سیاه)، توسعه بنادر هوشمند و اتصال قوی به شبکه راهآهن و جاده، کاهش ۳۰٪ زمان ترانزیت کالا.
- ضعفها: وابستگی به واردات فناوری در صنایع فراساحلی، ضعف نسبی در حوزه بیوتکنولوژی دریایی.
- فرصت برای ایران: ایران میتواند با تمرکز بر تقویت همزمان لجستیک دریایی و توسعه صنایع دریایی پیشرفته (مانند کشتیسازی و مهندسی فراساحل)، از مزیت نسبی خود در این دو حوزه استفاده کرده و به رقبای منطقهای خود نزدیک شود.
۲. امارات متحده عربی:
- مزیتها: تبدیل شدن به یک هاب جهانی برای خدمات بندری، مالی و لجستیکی (به ویژه حول محور جبل علی)، جذب گسترده سرمایهگذاری خارجی، زیرساختهای فوق مدرن.
- ضعفها: آسیبپذیری در برابر شوکهای ژئوپلیتیک منطقهای، وابستگی شدید به نیروی کار خارجی.
- فرصت برای ایران: ایران میتواند با اتکا به سرمایه انسانی داخلی و تمرکز بر کنترل زیرساختهای حیاتی، ضمن بهرهمندی از سواحل اقیانوسی خود، طرحهای توسعهای مشابهی را در مقیاس و با اولویتهای بومی اجرا کند.
۳. عربستان سعودی:
- مزیتها: طرح جاهطلبانه “نئوم” در سواحل دریای سرخ، با تمرکز بر تنوع اقتصادی، گردشگری و فناوریهای نوین.
- ضعفها: کمبود نیروی متخصص بومی در صنایع نوظهور، نیاز به توسعه زیرساختهای حملونقل دریایی.
- فرصت برای ایران: ایران با داشتن سرمایه انسانی آماده و سواحل اقیانوسی گسترده (مکران)، میتواند با سرمایهگذاری هدفمند و شتاببخشی به طرحهای توسعهای، سریعتر از عربستان در برخی حوزههای کلیدی مانند توسعه بنادر و صنایع وابسته پیشی بگیرد.
۴. عمان:
- مزیتها: اجرای یک مدل ترکیبی موفق شامل شیلات پایدار، توسعه انرژی پاک دریایی و لجستیک.
- ضعفها: اقتصاد کوچک، محدودیت در زیرساختهای صنعتی سنگین.
- پیام برای ایران: تجربه عمان نشان میدهد که بدون داشتن یک زنجیره ارزش کامل و منسجم در صنایع دریایی، صرف داشتن مزیت جغرافیایی و منابع طبیعی، پایدار نخواهد بود و در بلندمدت با فرسایش مواجه میشود. ایران باید بر تکمیل زنجیره ارزش در تمامی خوشههای صنعتی دریایی تأکید کند.
۵. پیامدها
توسعه همهجانبه اقتصاد دریامحور در ایران، پیامدهای مثبت و گستردهای در سطوح مختلف اقتصادی، اجتماعی و راهبردی خواهد داشت:
- اقتصادی:
- ایجاد شغل: پیشبینی میشود که این توسعه، منجر به ایجاد حداقل ۵۰۰ هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم در صنایع مرتبط شود، از جمله دریانوردی، کشتیسازی، شیلات، گردشگری دریایی، انرژیهای تجدیدپذیر و بیوتکنولوژی دریایی.
- رشد صادرات غیرنفتی: افزایش قابل توجه در صادرات محصولات و خدمات دریایی، که میتواند منجر به رشد ۱۵ میلیارد دلاری در صادرات غیرنفتی کشور گردد. این امر به تنوعبخشی اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت کمک شایانی خواهد کرد.
- جذب سرمایهگذاری: ایجاد جذابیت برای سرمایهگذاری داخلی و خارجی در پروژههای بزرگ و کوچک دریایی، که به رونق اقتصادی و انتقال فناوری منجر خواهد شد.
- اجتماعی:
- تثبیت جمعیت در سواحل: با ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و بهبود زیرساختها و خدمات در نواحی ساحلی، انگیزه مهاجرت از این مناطق کاهش یافته و شاهد تثبیت و حتی افزایش جمعیت در این نواحی خواهیم بود.
- بهبود کیفیت زندگی: دسترسی بهتر به خدمات بهداشتی، آموزشی، تفریحی و گردشگری در مناطق ساحلی، کیفیت زندگی ساکنان این مناطق را ارتقا خواهد بخشید.
- کاهش مهاجرت متخصصان: با ایجاد فرصتهای شغلی تخصصی و جذاب در داخل کشور، انگیزه مهاجرت نیروی کار متخصص و تحصیلکرده به خارج از کشور کاهش خواهد یافت.
- راهبردی:
- ارتقای جایگاه در کریدورهای ترانزیت: تقویت موقعیت ایران به عنوان یک حلقه کلیدی در کریدورهای حملونقل شمال–جنوب و شرق–غرب، نقش ایران را در تجارت منطقهای و جهانی برجستهتر خواهد ساخت.
- افزایش امنیت اقتصادی: کاهش اتکا به منابع محدود و پرنوسان نفتی و اتکای بیشتر به منابع پایدار و متنوع دریایی، امنیت اقتصادی کشور را در برابر تحریمها و نوسانات بازارهای جهانی افزایش خواهد داد.
- تقویت قدرت چانهزنی منطقهای: توسعه اقتصادی مبتنی بر دریا، به ایران توانایی بیشتری برای نقشآفرینی فعال در تحولات منطقهای و بینالمللی خواهد بخشید.
جمعبندی تحریریه
اقتصاد دریامحور اگر در متن سیاست صنعتی ایران قرار گیرد، میتواند امنیت اقتصادی مقاوم، حضور پایدار در زنجیره ارزش جهانی و بهرهگیری از منابع غیرتحریمی را تضمین کند. دریا باید از حاشیه جغرافیا به مرکز استراتژی ملی منتقل شود. این یک ضرورت تاریخی برای دستیابی به توسعه پایدار و استقلال اقتصادی است. این رویکرد نیازمند اراده سیاسی قوی، برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری مستمر و مشارکت فعال تمامی بخشهای جامعه است. تمرکز بر خوشههای انرژی، فناوری و مهندسی، بیوتکنولوژی دریایی و خدمات پیشرفته، همراه با رفع موانع ساختاری و الگوگیری هوشمند از تجربیات موفق جهانی، میتواند ایران را به یک قدرت صنعتی نوظهور در حوزه دریاهای پیرامونی خود تبدیل کند.
شعار:
از موج تا مزیت؛ ایران، قدرت صنعتی نوظهور دریاها
بیانیه مالکیت و انحصار: اثرِ «مجموعه رسانهای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیلشده و اختصاصی «مجموعه رسانهای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهرهبرداری رسانهای، متعلق به این مجموعه میباشد.
«هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانهای الفت ملت مجاز نیست.»
عیسی نیسی
روزنامه نگار/ تحلیلگر رسانه ای و مدیرمسئول مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی
- منبع خبر : https://olfatmellat.ir/?p=1055




































